محمد تقي جعفري
171
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
1 - * ( وَإِذا مَسَّ الإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِه أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْه ضُرَّه مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّه ) * ( 1 ) ( و هنگامى كه ضررى بر انسان وارد مىگردد ، ما را به پهلو و در حال نشستن و ايستادن مىخواند ، و هنگامى كه ضرر را از وى مرتفع ساختيم ، به راه خود مىرود ، گوئى همان نيست كه ما را براى بر طرف ساختن ضررى كه به او وارد شده بود ، مىخواند ) پس از بررسى و تحقيق در مطالبى كه در اين مبحث ( ترس و مذهب ) متذكر شديم . حال مىتوانيد تناقض گوئى بعضى از متفكران نامور مغرب زمين را در اين مبحث ، ببينيد و در شگفتى فرو رويد . برتراندراسل به پيروى از بعضى متفكران قرن نوزدهم مىگويد : « من اصولا فكر ميكنم كه علت اين خواستارى ( خواستارى مذهب كه بشر در طى قرون از خود نشان داده است ) ترس بوده است ، چون بشر خود را تا حدى ناتوان مىبيند و سه عامل است كه موجبات ترس او را فراهم مىآورد : يكى طبيعت است كه بوسيلهء صاعقه به او ضربه مىزند ، يا بوسيلهء زلزله او را در كام خود فرو مىبرد و ديگر از عوامل ترس عامل خود انسان است كه مىتواند همنوعان خود را بوسيلهء جنگ تلف كند . عامل سوم كه ارتباط زيادى با مذهب دارد ، شهوات شديد او هستند كه مىتوانند به انسان صدماتى وارد كنند و آنها در لحظات آرامش زندگى از آنچه از دست دادهاند ، پشيمان ميشوند و مذهب موجب مىشود كه تعديلى در ترس و وحشت آنها به عمل آيد . ( 2 ) ممكن است مطالعه كنندهء محترم بگويد : راسل در اين عبارات ترس را بعنوان انگيزهء گرايش به مذهب مطرح نموده است ، ولى صريحاً اين ترس را محكوم ننموده است . پاسخ اين اعتراض روشن است ، زيرا راسل آگاه تر از آنست كه از معناى ترس كه معلولى از ناتوانى بشرى است غفلت بورزد . ترس چنان كه
--> ( 1 ) يونس آيهء 12 ( 2 ) توضيح و بررسى مصاحبهء براتدراسل - وايت ص 157 و 158 .